مشهود ــ برداشته شده، نسبتاً آسان است. ولي دربارهٴ تعداد فراوانتري آثار كه فقط حاوي بازگويي يا تنظيم مجدد معلومات موجود است بهسختي ميتوان بحث كرد. برخي بسيار مفصلاند و ارزش حقيقي آنها را فقط از راه مقايسهٴ سطحي با برخي آثار همان عصر و داراي همان حجم ميتوان سنجيد؛ كار دشواري كه هيچ اقدامي براي آن صورت نگرفته و به نظر ميرسد كار بسيار مفيدي باشد. در بسياري موارد، اگر اثري از لحاظ معاصران يا نسلهاي بعدي حايز اهميت بوده است آنرا مهم ميپنداريم؛ ميدانيم كه چنين معيارهايي گمراهكننده است، ولي مورخ بايد اهميت ظاهري را هم مانند اهميت باطني مورد توجه قرار دهد. اگر بسياري از پزشكان ناانديشمند رسالهٴ متوسطي را بسيار مهم ميشمردند البته آن رساله مهم بوده، چون به شكل گرفتن ذهن آنان كمك كرده است. بدين سبب، قسمت مربوط به طب در اين بررسي ناگزير كمتر از قسمتهاي ديگر دقيق و همچنين كمتر كامل است. سعي نخواهم كرد همهٴ آثار طبي را كه در هر بابي نوشته شده است ذكر كنم، بلكه تنها چندتايي را، كه در نظر من معروفتر است، ــ از باب ذكر مثال ــ خاطرنشان خواهم كرد.
رسالههاي ادويهٴ مفرده در بخش گياهنامهها (شمارهٴ 35) مورد بحث قرار گرفته است.
46. ترجمهها. براي ارزيابي آثار خلاق پزشكان اين عصر، اول بايد بدانيم كه نتايج گذشته را تا چه حد ميشناختند، يعني كارهاي يوناني و عربي را.
بسياري از رسالههاي بقراطي را ژرار كرمونايي و ماركوس طليطلي از عربي بهلاتيني، بورگونديوي پيزايي و ويلهلم موربكي از يوناني به لاتيني؛ شم ـ طُب بن اسحاق و ناتان هه ـ مأتي از عربي به عبري ترجمه كردند.
تودهٴ آثار جالينوسي كه حنين بن اسحاق و اعضاي مدرسهاش در نيمهٴ دوم سدهٴ نهم، به عربي ترجمه يا تحرير كرده بودند، بهوسيلهٴ ژرار كرمونائي، ماركوس طليطلي و فرج بن سليم از عربي بهلاتيني؛ بهوسيلهٴ بورگونديوي پيزايي و ويليام موربكي از يوناني به لاتيني؛ و بهوسيلهٴ حرزي، زرحياي گراكيايي، ناتان هه ـ مأتي و سليمان بن ناتان از عربي به عبري؛ و بهوسيلهٴ آرمانگو پسر بلز، از عربي يا عبري به لاتيني ترجمه شد.
طبايعالانسان نمسيوس حمصي بهوسيلهٴ بورگونديوي پيزايي از يوناني بهلاتيني ترجمه شد.
همين اندازه دربارهٴ طب يوناني كافي است.
حال به معلومات عربي بپردازيم. يوحناي اشبيلي، فيليپ طرابلسي، و تئودور انطاكي سرالاسرار را ترجمه كردند؛ رسالهاي از كندي،
النوادر الطبية ابن ماسويه و كُنّاش (جُنگ پزشكي) اثر يحيي بن سرافيون را ژرار كرمونائي ترجمه كرد. قبلاً هنگام گفتگو از جالينوس به قانون عربي كه حنين بن اسحاق تحرير كرده اشاره كردم.
المدخل فيالطب اثر حنين، يعني مقدمهٴ وي بر صناعةالطب جالينوس را ماركوس طليطلي بهلاتيني، و يك سدهٴ بعد، موسي بن تـبّون به عبري ترجمه كردند.